![]() |
![]() |
|
| شعر ها و مطالب عاشقانه |
|
ضربان قلبت نمیدانم شاید نفسهای مرا میشمارد قلب تو شاید کلبه من شود ، شاید کلبه من باشد من قلب تو را با تکه تکه قلب خود آذین میکنم در آستانه قلب تو سجده میکنم میخواهم آرام سر بر سینه ات بگذارم میخواهم صدای طپش قلبت مرا به خوابی آرام و رویائی فرو برد با نگاهت در سکوتی لغزان غوطه ور شوم ولی اگر چنین شود و قلب کوچک تو کلبه من شود ...... اری میخواهمت میخواهمت با دل
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 21:53 توسط اسماعیل & سمیرا |
|
|
لمس کن کلماتي را که برايت مي نويسم تا بخواني و بفهمي چقدر جايت خاليست ... تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ... لمس کن نوشته هايي را که لمس ناشدنيست و عريان ... كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد لمس کن گونه هايم را که خيس اشك است و پُر شيار ... لمس کن لحظه هايم را ... تويي که مي داني من چگونه عاشقت هستم لمس کن اين با تو نبودن ها را لمس کن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 21:8 توسط اسماعیل & سمیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت
هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت |
| نوشته هاي پيشين |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پيوندها |
|
سمیرای تنها (سمیرا جان) |
|
RSS
|